أبو القاسم گرجي
120
تاريخ فقه و فقها ( فارسي )
صد و هفده اصل از اين اصول را با ترجمهء مؤلفان آنها ذكر مىكند . اين اصول گر چه همه در حال حاضر در دست نيست ولى بسيارى از آنها نزد شيخ حرّ عاملى و بعضى نزد علَّامه مجلسى و بعضى هم نزد حاجى ميرزا حسين نورى وجود داشته است . « 1 » خلاصه اين كه در اين دوره نقل روايت و تدوين حديث در بين شيعه آن چنان وسعت يافت كه در هيچ عصر و دوره و در هيچ مذهبى اين طور وسعت نيافته است . هشام كلبى بيشتر از دويست كتاب ، ابن شاذان صد و هشتاد كتاب ، ابن دؤل صد كتاب و ابن أبى عمير نود و چهار كتاب تأليف كردهاند . « 2 » صاحب الذريعه دويست نفر از مصنّفان شاگردان حضرت صادق عليه السّلام را بجز مؤلَّفان اصحاب ديگر ائمّه برشمرده است و براى آنان 739 كتاب ذكر كرده است . « 3 » شايد يكى از علل توسعهء دامنهء تدوين حديث اين بوده است كه پيشوايان شيعه شاگردان خود را به كتابت حديث تشويق مىكردهاند . « 4 » امتياز دوم . امتياز ديگر اين عصر تمسّك به ائمه عليهم السّلام بود ، چه شيعه در برابر نيازهاى مسلمانان و مراجعات زياد آنان ، به امامان خود مراجعه مىكردند در حالى كه اهل سنّت در مقابل مراجعات زياد به فقيهان و عدم وجود احاديث به مقدار كافى و عدم دستيابى به صريح آيات قرآنى در مورد حكم همهء مسائل ، به قواعدى از قبيل قياس ، مصالح مرسله ، استحسان و سدّ و فتح ذرائع استناد مىكردند ، امّا شيعه ، أولا - مجموع احاديث نبوى و روايات امامان عليهم السّلام براى رفع احتياجات ايشان كافى بود ، ثانيا - از نظر ايشان عمل به قواعد مذكور ، به علَّت ترتّب مفسده ، يا حد اقل به علَّت عدم وجود مصلحت ، منهىّ عنه يا در حكم منهىّ عنه است ، چرا كه در احتجاج به أماره لازم است حجّيّت آن قطعى باشد ، چنانچه عدم حجّيّت قطعى باشد مانند قياس ، و يا حجّيّت آن مشكوك باشد مانند ديگر أمارات نمىتوان در حكم مسأله بدان استناد نمود ، و لذا در مورد أمارات مشكوك الحجيّه گفتهاند : مشكوك الحجّيّه در حكم چيزى است كه عدم حجّيّت آن قطعى است ، و در اين باب حكم قطعى عقل ، و بناء قاطبهء عقلاء ، بر آن كافى است ، و نيازى به استدلال به ساير ادلَّهء اربعه نيست چنان كه مرحوم شيخ ( ره ) در آغاز بحث ظن بدان استدلال كردهاند . « 5 »
--> « 1 » . مقدمه شرح لمعه ، 35 به نقل از اعيان الشيعه ، 1 / ق 2 ، 37 . « 2 » . همان جا به نقل از الذريعه ، 1 / 17 . « 3 » همان ، 36 . « 4 » . همان ، 37 . « 5 » رسائل ، آغاز بحث ظن ، اصل عدم حجّيّت ظن .